تبلیغات
خاکـــســـتـــر فریـــــــــاد - نفس های آخر واژه های ذهن من بر روی کاغذهای همیشه سیاه

 

آدمی در آخرین فرصت خویش در تکاپوی بهترین شدن است

در آخرین لحظات میخواهد تمام کارهای نا تمامش را به اتمام برساند.

و من نیز در آخرین فرصت خویش سراسر واژه ام.

و محتاجم به تکه کاغذی و چشم های با وفایی برای همراهی ،

 تا آخرین واژه ی متن.

بی اراده مینویسم.

...

گویی افسار دستم را به دست کلمات ذهنم سپردم و دست هایم

 در پی هک کردن واژه ها برای ساختن خاطرات ،در آینده در حرکت اند...

بگذار بنگارند این دست ها کلماتی را که سرچشمه ایی ابدی دارند.

بگذار زمزمه های شب های سالهای زندگی ام را در ثانیه های

 ساعت های آخرین روزها بنویسم

بگذار فکر کنم که تو مرا میفهمی...

و دستور ایستادن و اجازه ی خستگی به دستانم ندهم

بگذار اندکی ،تنها اندکی احساس خالی شدن از درد ها کنم!!!!

پ ن 1 :خدایا ...خدایا...

مرا آنگونه بنگر که محمد را نگریستی!



تاریخ : 2 خرداد 89 | 20:14 | نویسنده : Mim. Omid | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.