تبلیغات
خاکـــســـتـــر فریـــــــــاد - شب سكوت میكند شاید روز فریاد شب است

پشت پنجره ی اتاقم بودم

                          ستاره ایی چشمك زد

                                                  عاشقش شدم ...

زمستون بود و صدای پای بارون روی زمین یه آهنگ دلنوازو ساخته بود

من و نگاهم هر دو محو بودیم...

هر شب ستاره واسه من چشمك میزد و لالایی شب های من چشمك

ستاره بود...

اما حالا چند وقتیه بدون لالایی میخوابم

آخه ستاره ی من سهیل شده...

ستاره ی من خیلی وقته خاموش شده...

...

ستاره ی سهیل من ،من ثانیه ها را برای رسیدن به تو پس میزنم ...

روزی پا به جاده ی بی انتهای قلب آسمانیت گذاشتم و حال سرگردانم...

ای بهترینم،

من قلبم را در راه عشق به تو سپردم وحال در جسم تو میتپد ، روحم نیز

دركالبد توست ...

چشمکی بزن تا بخوابم و به سوی تو پرواز کنم...



تاریخ : 24 اسفند 88 | 21:20 | نویسنده : Mim. Omid | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.