تبلیغات
خاکـــســـتـــر فریـــــــــاد
 
درباره وبلاگ


من ادعای انسانیت نمیکنم ،
زیرا که من انسان نیستم!
من در پی پیموندن راه قلمم را میرانم بر روی کاغذ!
حاصل ایستادن قلمم ،رسیدن به معنی واقعی انسانیت است!
پس تا ایستادن باید پیمود!
*می دَوم از کنار ِ تمام ایستادن ها.(Mim.Omid)
.
.
.
.
حتی الامکان نظر خصوصی نذارین
.
.
.
.
.
آدرس وبلاگتونم فراموش نکنین بذارید!

مدیر وبلاگ : Mim. Omid
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خاکـــســـتـــر فریـــــــــاد
نوشتن تجربه ی خوبیه واسه مرد شدن...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
16 آبان 94 :: نویسنده : Mim. Omid
ای کاش شیشه ی اتوبوس رو به هوای ِ"  هوا خوردن "  باز کنیم
نه ریختن اشغالامون توی خیابون 
ابان 94
17:34





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


7 مرداد 94 :: نویسنده : Mim. Omid
تابستان، فصل من

در همین ابتدا،در بدو تولدت

" تیرت" را به سوی نا امیدی و نا امیدکنندگان نشانه بگیر

تا در آخرین روزت،با کوله باری از امید،متولد شوم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


24 اردیبهشت 94 :: نویسنده : Mim. Omid
به ازاء تمام "عزیزم"هایی که گفتم احساس گناه می کنم

چرا که تمامش را دروغ گفتم...


من هنوز عزیز خود را پیدا نکرده ام!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


16 بهمن 93 :: نویسنده : Mim. Omid
امتحان زندگی تنها امتحانیست ک هر لحظه ممکن است بگویند برگه ها بالا؛
پس به ساعت و تقویمت زیاد اعتماد نکن.
پ ن: 
*چقدر زمان دارم؟
نمیدانم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


19 بهمن 92 :: نویسنده : Mim. Omid

پاییز بود و فکر می کردم خیلی دیر شده

زمستونه و فهمیدم اون موقع چقدر هم زود بوده !

زمستونه و بازم فکر می کنم دیره ...

نیاد اون بهاری که بگه زمستونم زود بوده !

پ ن: به این نیتجه رسیدم هیچوقت دیر نیست ، در واقع دیری ِ که می تونه "زود" بشه .

پ ن : احساس تازگی می کنم. حس خوشایندی بود بعد از مدت طولانی ، نوشتن.

پ ن : دوست دارم مثل قبلا می تونستم منتظر نظراتتون باشم،ولی گذشت زمان باعث حذف شدنم از ذهن خیلی ها شده ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


30 فروردین 91 :: نویسنده : Mim. Omid

ای کاش نبودنم کمی معنای بودن میگرفت تا از یاد دیگران پاک نمیشدم

+هستم  در دنیای واقعی!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


14 دی 90 :: نویسنده : Mim. Omid
این ادمهای به ظاهر عاشق

 می ایند، دروغ میگویند و میروند

و من هنوز ،

نمیـــــدانــــم دوبــــاره خــــــــــر مــــان می کنند   

یـــا از اولیـــــن بار ِ خـــــــر شـــدنمان ، خـــــر مــــانـــــده ایم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


9 آذر 90 :: نویسنده : Mim. Omid

قبل ها پــــاییز نماد ِ ریزش  ِ برگ های زرد بود
ولی حال،
این برگ های سبزند که قربانی میشوند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


14 آبان 90 :: نویسنده : Mim. Omid
دلم برای کودکی ام تنگ شده
برای حال و هوای ساده ی آن روزها... 
دلم برای نقاشی های تکراری ام تنگ شده
برای وسعت ِ حوصله ی مادر و نگاه ِ پر انرژی  پدر تنگ شده
دلم برای ریسک های بچگی تنگ شده
دلم برای فریاد های کودکانه تنگ شده
دلم برای تمام ِ لبخند ها از بیست گرفتن ها تنگ شده
دلم برای مــــــّهر ِ صد آفرین تنگ شده
دلم برای سرما خوردن ها ی کودکانه  تنگ شده
دلم برای حلیم ِ گرم صبحانه در روزهای سرد ِ زمستانی کنار ِ بخاری تنگ شده
دلم برای با دست غذا خوردن تنگ شده
تنگ شده...چقدر خوشمزه بود ان غذا ها با دست های چرب و چیلی|!
و این چسپندگی چقدر کم شده با وجود ابزار ها به ظاهر سهل دهنده!
چقدر دلم تنگ شده 
حتی دلتنگی برای ان روزها هم برایم دلچسپ است.
دلتنگی هایم را بغل میکنم و عاشقانه به موسیقی ِ پیانو ِ پخش شده در اتاق گوش میدهم
لبخند من و دلتنگی ها و صدای پیانو چقدر زیباست 
+ عکس بگیرید از ما از این رنگارنگ ِ لحظه ها ، 
                            با فهمیدن ِ انچه در گذشته احساس محو شدن میکند! ....
++ در البومم میچسپانمتان(!)
+++ چقدر این روزها خودم از همه دور حس میکنم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


8 مهر 90 :: نویسنده : Mim. Omid
شاید یکی از همین روزهای پاییزی بود که نوشتم " میدوم از کنار تمام ایستادن ها "

و حالا امده ام تا بگویم من دویدم و رسیدم به انچه بار اول نتوانستم به دستش بیاورم...

روزهای متفاوت تر زندگی ام اغاز شده و من به استقبال روزهایی میروم که هر اتفاقش خیالم را ماهرانه غافلگیر

 میکند و ذهنم از این همه اتفاق قلقلکش میگیرد

میخندم ، اری دیگر میخندم به اتفاقات زندگیم،

چرا که میدانم: " هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر به اذن خداوند "

پس  تاخیر یا حتی نرسیدن به خواسته هایم  حکمتی دارد .

همه چیز تغییر کرده و من دیگر پشت سرم را نگاه نمیکنم.

+چقدر نوشتن برایم سخت شده، چند ماهیست که دفترم سپید مانده!

++ برای نوشتن فقط قلم و کلمه کافی نیست، اراده و جرات هم میطلبد 

+++و چیزهای دگر که هنوز نمیدانم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب